لنینیسم به زبان ساده ـ فرزین خوشچین

لنینیسم به زبان ساده ـ فرزین خوشچین

لنینیسم به زبان ساده

فرزین خوشچین

لنینیسم، مارکسیسم نیست!

بیشترین شمار فعالان چپ را لنینیستها تشکیل می دهد، اما آیا این می توان دلیل درست بودن مواضع لنینیسم باشد؟ آیا اینکه آیین بودائی نسبت به آئین زرتشتی دارای پیروان بیشتری می باشد، می تواند دلیل بهتر بودن آینن بودایی باشد؟ می دانیم، که اینگونه نتیجه گیری را نمی توان تایید نمود. جنبش فکری را باید با دلیل و منطق، با انطباق دلیل بر واقعیات اجتماعی پذیرفت یا رد کرد.

پیروان لنین آثار و رفتارهای او را «ادامه و تکمیل کنندۀ مکتب مارکس-انگلس» می دانند. اما آیا لنینیستها این را از راه مطالعه، پژوهش و اندیشه دریافته اند، یا اینکه همانند پیروان هر دین و آیینی، صرفا بگونه ای  اپیدمیک به این جرگه گرویده اند؛ مانند اینکه یکی دو نفر آنفولانزا گرفته باشند و بیایند در سالن یا اتوبوس سرفه و عطسه کنند و دیگران را به این بیماری دچار کنند؛ و یا اینکه مردم شیعه، یا سنی، یا بهایی و … هستند، زیرا در خانوادۀ شیعه، سنی، مسیحی و … زاده شده اند. چپهای ما نیز همه از دم لنینیست هستند، زیرا جماعت دور و برشان لنینیست بوده اند. هیچکدام از لنینیستها-تاکید می کنم، هیچکدام، بویژه آنهایی، که در کمیته های مرکزی سازمانها و احزاب چپ جا خوش کرده اند-، هرگز خودشان با مطالعۀ شخصی و پژوهش در ادبیات مارکسیستی، به این نتیجه نرسیده اند، که «لنینیسم ادامه دهنده و تکمیل کنندۀ مارکسیسم» است. وانگهی، این حرف مسخره ترین و بیشترین نشانۀ ناآگاهی از چند و چون آموزۀ مارکس-انگلس می باشد، زیرا اثبات کردن این ادعا امکان ندارد، اما رد کردنش بسیار ساده است.

همۀ سیاستها و تاکتیکهای لنین دقیقا اشتباه و دقیقا وارونه بودند:

در جریان انقلاب 1905 و در برخورد با دولت بورژوا-دمکراتیک استولیپین، لنین و کراسین با کمک ماکسیم گورکی توانستند با چرنوف و اس-ارها (سوسیال-رولوتسیونرها) آشنا شده و به ساختن بمب و عملیات ترور علیه استولیپین و دولتش بپردازند و جریان اصلاحات را با ترور استولیپین به شکست بکشانند!

لنین در برنامۀ رفورم ارضی خواهان «ملی شدن زمینها» بود. پلخانوف و … با این تاکتیک مخافت می کردند، زیرا ملی شدن زمینها، یعنی افتادن منبع عظیم مالی و قدرت بیشتر به دست حکومت بود، بدون آنکه دهقانان صاحب زمین بشوند.

لنین خواستار تحریم دوما (مجلس) بود، در حالیکه دولت استولیپین همۀ احزاب را آزاد گذاشته بود تظاهرات کنند، نماینده داشته باشند و در پارلمان بحث کنند. زندانیان سیاسی و بسیاری تبعیدیان آزاد شده بودند. اما لنین چنین نخست وزیری را ترور کرد.

خوب توجه کنید!

آیا لنین می تواند سیاستمدار فرهیخته و آگاهی باشد، اما دولت موقت ائتلافی سوسیال-دمکراتیک کرنسکی را با کودتا سرنگون کند؟ آیا چنین رهبر آگاه و اندیشمندی می تواند نداند، که در پی سرنگون شدن دولت ائتلافی کرنسکی این بلاها بر کشور فرود خواهند آمد-شکست در جنگ با آلمان و اشغال سرزمین و مردمان اسیر، جنگ داخلی و سرکشی ژنرالهای ارتش، قحطی، تیفوس، وبا، کشتارهای دسته جمعی و قتلهای بیشمار، دزدی، آتشسوزی، دخالت ارتش کشورهای بیگانه، نابودی اقتصاد و فرار مردم به سوی غرب؟

اگر لنین این چیزها را پیشبینی می کرد و می دانست، او جنایتکاری بیش نبود. اما، اگر پیشبینی نمی کرد و نمی دانست، او رهبر خردمند و دارای دانش بیش از مارکس و انگلس نمی توانست باشد.

لنین در سیاست اقتصادی، پول را حذف کرد و مالیات جنسی را برقرار کرد. اما پس از ویران شدن اقتصاد، «سیاست نوین اقتصادی» را پیش کشید، یعنی «سرمایه داری دولتی» به جای کمونیسم. آنگاه از بورژوازی غرب هم خواهش کرد بیاید در روسیه سرمایه گذاری کند! آیا لنین مغز اقتصادی بود؟

لنینیسم، نه تنها در روسیۀ 1917، بلکه درهیچ کشور دیگری، در هیچ زمانی، بویژه در زمان ما هیچگونه کاربردی ندارد. اگر لنینیسم، «جهانشمول» است  «درعصر امپریایسم» کاربرد دارد، یعنی همۀ کارهایی را، که لنین و بلشویکها انجام دادند، در هر کشور دیگری می توان و باید انجام داد و این «مارکسیسم دوران امپریالیسم» است.

لنینیسم، مارکسیسم نیست!

لنینیستها می خواهند باور کنیم، که در همۀ کشورهای جهان شرایط برای گذار به سوسیالیسم فراهم است؛ مثلا هم اکنون ایران، افغانستان، پاکستان و … در آستانۀ گام گذاردن به سوسیالیسم ایستاده اند. یعنی همۀ مشکلات بهداشت، آموزش و پرورش، شهرسازی و … از پیش پا برداشته شده اند و مانده است گام بگذاریم به درون سوسیالیسم! برای همین است، که نشریات سازمانهای چپ شعار می دهند: «پیش به سوی سوسیالیسم!»، «زنده باد انقلاب کمونیستی!» و …

لنینیسم ادامۀ ایدۀ نارودنیکهای روس، یعنی «راه رشد غیر سرمایه داری» و دور زدن سرمایه داری برای برپایی سوسیالیسم دهقانی است. برای همین است، که حزب توده به خمینی و آخوندها چسبیده بود، زیرا طبق ایدۀ «راه رشد غیر سرمایه داری»، برای گذار به سوسیالیسم، می توان و باید از رهبران مذهبی، از خرده بورژوازی و هر عنصر ضدامپریالیسم حمایت نمود تا او کشور را به آستانۀ سوسیالیسم برساند. این است، که لنینیستها از «الهیات نجاتبخش» در آمریکای لاتین پشتیبانی می کنند و امیدشان به رهبرانی مانند اسقف ماکاریوس بسته است.

لینیستها نمی فهمند، که امروزه مبارزه با اندیشۀ جمهوری اسلامی و تبلیغ برای سکولاریسم و حقوق شهروندی در دستور روز مبارزۀ کشورهای ایران و خاورمیانه قرار دارد. هیچکدام از کشورهای خاورمیانه، آفریقا و … آمادۀ گذار به سوسیالیسم نیست.

لنینیسم، مارکسیسم نیست!

لنین را از آثارش باید شناخت. لنین نه در نقد ادبی دارای سواد و آگاهی بود؛ نه در شناخت ساختار اقتصادی-اجتماعی روسیه و تاریخ پیدایش بورژوازی و پرولتاریای روسیه و چرایی تفاوتهای روسیه با اروپای باختری؛ نه در فلسفه و جهانبینی دارای آگاهی های لازم بود.

این نکته ها را با سند و مدرک می توان اثبات کرد.

لنینیسم، بلانکیسم روسی است، با رنگامیزی بوسیلۀ شعارهای مارکسیستی و به کار بردن اصطلاحات و واژه های مکتب مارکس-انگلس. بلانکیسم لنین آنگاه بیشتر خوی روسی به خود می گرفت، که رهنمودهای سرگئی نیچایِف را از «موعظۀ انقلابی» فراگرفته و در عمل پیاده می کرد.

مارکس و انگلس، و دیگر سوسیال-دمکراتهای آلمان، فرانسه و … روسیه (تا پیش از پیدایش لنین) هرگز به باندیتیسم و آنارشیسم گرایش نداشتند. اما لنین دار و دسته هایی را در درون حزب بلشویک سازمان داده بود برای دستبرد زدن به دلیجان پست و مصادرۀ پولهای آن، سازماندهی کشتن آدمهای ثروتمند و غارت داریی هایشان. لنین این را در «چه باید کرد؟» تئوریزه کرده بود: «سازمانی از انقلابیان حرفه ای بما بدهید، ما روسیه را واژگون خواهیم کرد»!

«انقلابیان حرفه ای» مانند سازمانهای آنارشیستی بلانکی و …، که کار نمی کنند و درامدی ندارند. بنابر این، مجبورند بروند بانک بزنند و مانند سازمانهای چریکی آمریکای لاتین، خودشان فروش کوکائین و … را در دست بگیرند. «انقلابیان حرفه ای» مانند سازمان چریکهای فدایی خلق، که اعضایش کار نمی کردند و درامدی نداشتند. مجبور بودند بروند بانک بزنند. «انقلابیان حرفه ای» مجبورند خودشان را در خانه های تیمی پنهان کنند. بنا براین، نمی توانند در میان مردم زندگی کنند، نمی توانند مطالعه کنند. «انقلابیان حرفه ای» گلادیاتور هستند، نه سیاستمدار، نه کادر تئوریک. این است، که در برابر سروش و تمساح یزدی چیزی برای گفتن ندارند، با اینکه زدن پنبۀ اسلام و دفاع از مارکسیسم بسیار آسانتر از آنی است، که تبلیغش را می کنند.

بارها گفته و نوشته ام: لنینیسم، مارکسیسم نیست!

لنین در ساختار حزب طبقۀ کارگر، دقیقا مانند سازمان بلانکیستی و «موعظۀ انقلابی» سرگئی نیچایف رفتار کرده است: جهانبینی و فلسفه مهم نیست، که اعلام وفاداری به سیاست حزب است. سیاستش را چه کسی تایید می کند؟ کمیتۀ مرکزی. حتی در درون کمیتۀ مرکزی نیز، بدون اطلاع اعضای حزب، کمیته ای به نام «مرکز بلشویکی» با تقلید از  «کمیتۀ اجرایی» حزب «نارودنایا وِلیا» (ارادۀ خلق) از لنین، باگدانوف، کراسین تشکیل شده بود، که گروههای باندیت راهزنان اورال و قفقاز را سازماندهی و رهبری می کردند.

لنینیسم، مارکسیسم نیست!

فرزین خوشچین

09 ـ 12 ـ 2020

سوسیال دمکراسی چیست؟ ـ ثریا ندیم پور

سوسیال دمکراسی چیست؟ ـ ثریا ندیم پور

سوسیال دمکراسی چیست؟

ثریا ندیم پور

سوسیال دمکراسی یک سیستم فکری و یا یک ایدولوژی است برای اداره امورجامعه .

 ارزشهای بنیادی سوسیال دمکراسی عبارتند از دمکراسی ، آزادی ، برابری وهمبستگی.

هدف سوسیال دموکراسی رسیدن به یک جامعه ای ست که درآن عدالت اجتماعی برقرار است، تمام شهروندان دارای ارزش برابر، در مقابل قانون دارای حقوق برابر و نیز از یک امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برخوردار باشند. سوسیال دمکراسی بر این باوراست که برای رسیدن به اهداف خود می توان در بستر دمکراسی وبا هبستگی مردم قدم به قدم تغیرات در جامعه بوجود آورد. بنابراین وجود دمکراسی برای پیشبرد سیاست های سوسیال دمکراسی لازم میباشد. دموکراسی پایه و اساس آزادی است.
آزادی، بمعنای داشتن آزادی اندیشه، آزادی اینکه فرد امکان انتقاد، امکان تبلیغ نظرات خود ،امکان انتخاب دین، امکان انتخاب فرم دادن بزندگی خودش و همزمان با همکاری با دیگر افراد جامعه درسمت و سو دادن و نیز رشد جامعه ای که درآن زندگی میکند بتواند نقش ایجاد کند.

حقوق دمکراسی نباید منحصر به گروه خاصی در جامعه باشد بلکه تمام افراد جامعه باید به یک نسبت از این حقوق برخوردار باشند. دمکراسی به معنی احترام گذاشتن به حق و حقوق دمکراتیک دیگران وهمزمان احساس مسئولیت در مقابل جامعه است

از دیگر قانونمندی های دمکراسی احترام به تصمیمات اکثریت وسعی در پیشبرد آن حتی اگر تصمیمات گرفته شده در جهت مخالف علایق شخصی فرد باشد. اما این اکثریت بهیچ وجه حق ندارد حقوق اقلیت را که نظری ورای نظر اکثریت را دارد پایمال کند. اقلیت حق دارد نظرات خود را مطرح و تبلیغ کند.

براي پیاده کردن اهداف سوسیال دمکراسی، ایجاد تشکل های مختلف مردمی در تمام پهنه های اجتماعی برای تاثیر گذاری روی تصمیم گیری ها ضروری است. شهروندان از طریق نهاد ها و تشکل های خود حول مسائل مختلف میتوانند روی تصمیم گیری ها تاثیر بگذارند. تشویق  شهروندان به ایجاد تشکل ها و نهاد های مردمی که باعث رشد دمکراسی در جامعه میشود از وظایف سوسیال دمکرات ها میباشد.
سوسیال دموکراسی بر خلاف جامعه سوسیالستی به شرکت های خصوصی اجازه فعالیت و سرمایه گذاری میدهد منتها مردم با رأی خود در سمت و سو دادن و تعین چهار چوب تولید و توزیع آن و بطور کلی در سمت و سودادن به اقتصاد جامعه نقش خواهند داشت .این اقتصاد آزاد و تولیدات ان در جهت منافع جامعه حرکت خواهد کرد.

فرق اقتصاد سوسیال دمکراسی با اقتصاد کاپیتالیستی در این است که اقتصاد کاپیتالیستی فقط منافع سرمایه دار و رشد سرمایه را در نظر می گیرد. سیاست اقتصاد کاپیتالیستی به تولید فقط در جهت سود آوری سرمایه نگاه میکند در صورتیکه اقتصاد سوسیال دمکراسی به رشد سرمایه از زاویه منافع جامعه نگاه میکند،  تولید و توزیع آن را در جهت منافع عمومی جامعه سوق میدهد. طبق سیاست سوسیال دمکراسی شهروندان میتوانند سمت و سو و انتخاب  پرنسیب های رشد جامعه و همچنین حد و مرز بخش خصوصی و بخش عمومی (بخش دولتی ) اقتصاد جامعه را تعین کنند. وجود و نقش اتحادیه ها ی کارگری و معلمان و اصناف وکارمندان و مستأجران و دانشجویان وصاحبان شرکت های خصوصی و مصرف کنندگان وسایر ارگان های مردمی در تعین و سمت و سو بخشیدن  تولید در جامعه و چگونگی تقسیم درآمد های کشوری و نیز وضعیت کار و شراط محیط کاری نقش تعین کننده ای دارند. سوسیال دمکراسی اختلاف طبقاتی و اختلاف در داشتن قدرت سیاسی را در جامعه از طریق سمت وسوبخشیدن تولید وتوزیع عادلانه ان در جهت منافع جامعه محدود میکند.

وظیفه سوسیال دمکراسی دفاع ازاقشار ضعیف جامعه است.

ثریا ندیم پور

2019-11-27

برنامه ما سوسیال دموکرات ها برای بهداشت و درمان، ثریا ندیمپور

برنامه ما سوسیال دموکرات ها برای بهداشت و درمان، ثریا ندیمپور

برنامه ما سوسیال دموکرات ها برای بهداشت و درمان

ثریا ندیم پور

سلامت جسمانی و روانی مردم به عنوان یکی ازمعیارهای مهم توسعه اجتماعی پایدار، نقش اساسی در تحقق زندگی ای شاد، پویا و خلاق دارد، و نیزعاملی ضروری و بنیادین در رفاه اجتماعی، تولید و پیشرفت جامعه است. دریک نظامِ سوسیال دموکرات به دلیل چنین اهمیت و جایگاهی ست که شهروندان کشورازحق برابر دراستفاده از خدمات بهداشتی و درمانی برخوردارند و این خدمات به یکسان در دسترس همه شهروندان، بدون در نظر گرفتن موقعیت اجتماعی و اقتصادی آنان قرار    می گیرد.

در جامعه کنونی ایران بهداشت ودرمان به یک پهنه اقتصادی سود آور تبدیل شده است .امکان
بهره مندی از بهداشت و درمان ارتباط مستقم با بودجه شهروند دارد. شواهد نشان میدهد که بخش عظیمی از مردم ایران بدلیل نداشتن امکانات مالی از درمان مورد نیازخود محروم می باشند. این امر باعث شده که طبقه تهی دست برای معالجه بیماران اشان دست به دامان دعا نویسان شوند و یا به روش های سنتی روی آورند.

در ایران امروز هیچ برنامه ای برای پیشگیری امراض، کنترل کیقیت خدمات پزشکی و بطور کلی بهداشت ودرمان وتسهیل بهره مندی یکسان شهروندان از درمأن، وجود ندارد.

ما سوسیال دموکرات ها بر این باور هستیم که سیستم بهداشت و درمان نباید خصوصی باشد این بدین معنا است که میزان نیاز هر شهروند برای استفاده ازخدمات درمانی جامعه باید تعین کننده باشد

نه امکان مالی ویا محل زندگی او.

خدمات درمانی نباید تابع نوسانات کالا در بازار آزاد باشد دولت باید روی قیمت داروها و کیفیت آنها کنترول داشته باشد.

امر پیشگیری، فرهنگ سازی در زمینه های مختلف از جمله بهداشت و تغذیه سالم از الویت های برنامه ما در خصوص بهداشت و درمان میباشد.

برای پائین آوردن آسیب پذیری انسان ها و همزمان شکوفایی جامعه وجود یک سیستم پیش گیری درمانی از ملزومات است. وجود چنین سیستم پیش گیری درمانی خود نیزدر پائین نگه داشتن هزینه های جامعه نقش ایفا خواهد نمود.

ما سوسیال دموکرات ها معتقد هستیم که همه شهروندان باید از سیستم درمانی بسیار مدرن و با کیفیت بالا برخوردار باشند.

داشتن یک سیستم درمانی مدرن با کیفیت بالا مستلزم امکان دسترسی به دستگاه های مدرن پزشکی، ارتباط تنگاتنگ مراکز درمانی با مراکز تحقیقاتی دانشگاه ها و امکان تبادل نظر بین مراکز درمانی کشور با مراکز درمانی کشور های مدرن، می باشد.

شهروندان باید در هر نقطه ایران که به پزشک مراجعه می کنند امکان دسترسی به پرونده پزشکی خود را داشته باشند.

برنامه عملی سوسیال دموکرات ها برای بهداشت و درمان

۱. تقسیم عادلانه خدمات بهداشت و درمان در سراسر کشور.

۲. غیر انتفاعی شدن خدمات بهداشت و درمان در سراسر کشور.

۳. ایجاد مراکز بهداشت و درمان (درمانگاه های محلی) در محلات.

۴. ایجاد بیمارستان های مجهز به مدرن ترین و مجهزترین دستگاه های پزشکی.

۵ .تقسیم عادلانه تخصص های ویژه درمانی بین بیمارستان های مختلف در سراسر کشور ومجهز شدن این بیمارستان ها به باند های هلیکوپتر برای رساندن بیماران اورژانسی در نقاط دور دست.

۶. ایجاد پرونده های پزشکی دیجیتالی برای شهروندان در تمام نقاط ایران.

.پرونده پزشکی دیجیتالی امکان دسترسی بیماران را به پرونده  پزشکی خود در هر نقطه ای از ایران را فراهم می کند.در نتیجه پزشکان امکان دسترسی به پرونده پزشکی تمام شهروندان را در سراسر ایران خواهند داشت.

۷. ایجاد ساختمان های خدمات بهداشتی و درمانی طبق آخرین استاندارد های جهانی از نظر ساختمان سازی ورعایت استاندارد های محیط زیستی درپروسه ساختن آن ها.

۸. مراکز درمانی باید بموقع شهروندان را دعوت به معاینات پزشکی در رابطه با بیماری هایی که در صورت امکان تشخیص بموقع میتوان از رشد آن ها جلوگیری نمود، نماید.

۹. ایجاد هتل های وابسته به بیمارستان ها برای اقامت همراه بیماران ساکن نقاط دور دست.

اهداف سوسیال دموکراسی را در عمل چگونه پیاده و پی گیری می کنیم؟

در یک جامعه دمکراتیک که به روش غیرمتمرکز پارلمانتاریستی اداره میشود دولت مرکزی خط و خطوط کلی را در پهنه بهداشت و درمان تعین می کند ودر مقابل پارلمان مرکزی جوابگو است.

در سطح استان، پارلمان استان بالاترین ارگان مسئول خدمات بهداشت و درمان میباشد. افراد این پارلمان با رای مستقیم مردم انتخاب می شوند. این افراد طبیعتاً نمایندگی احزاب مختلف را مینمایند. این پارلمان از بین افراد خود اعضای دولت استان و محدوده مسئولیت های آنان را تعین مینماید.

بهداشت و خدمات درمانی زیر نظر دولت استان عمل مینماید. دولت استان ضمن پیشبرد سیاست کلی دولت مرکزی در زمینه بهداشت و درمان موظف است مصوبات پارلمان استان را که با توجه به نیاز های بهداشت و درمان در سطح استان گرفته شده است را اجراء نماید. از مهمترین نکات مثبت این سیستم این است که مسئولین از نزدیک در جریان روزمره مسائل و نیازهای بهداشت و درمان منطقه قرار دارند.

تصمیم گیری نهایی در مورد  چگونگی تقسیم بودجه بهداشت و درمان، ساختمان سازی مراکز درمانی و تعین تعداد پرسنل لازمه در چارچوب اختیارات دولت استان میباشد.

بخش مهمی از هزینه خدمات بهداشت و درمان ازمالیات شهروندان استان تامین میشود و بخش دیگر بعهده دولت مرکزی است.

دولت استان موظف است سالانه گزارش کاملی از کیفیت خدمات درمانی استان، نیازمندی های آن، نحوه استفاده از بودجه بهداشت و درمان و نیز همکاری های مشترک درسطوح کشوری و بین المللی

را به پارلمان استان ارائه نماید. چگونگی کمیت و کیفیت این گزارش توسط ارگان بازرسی پارلمان استان قبل از تحویل به پارلمان مورد بررسی قرارمی گیرد. سپس این گزارش در دسترس شهروندان و ژورنالیست ها قرارمی گیرد.

ارگان بازرسی متشکل از نمایندگان احزاب مختلف است که توسط پارلمان استان انتخاب میشوند.

ثریا ندیم پور

2019-12-27

اصول پایه ای و برنامه ای سوسیال دموکرات ها، ثریا ندیمپور

اصول پایه ای و برنامه ای سوسیال دموکرات ها، ثریا ندیمپور

اصول پایه ای و برنامه ای سوسیال دموکرات ها

ثریا ندیم پور

مقدمه؛ د ر این مقاله به اصول پایه ای و نگرش سوسیال دموکرات ها در رابطه با حق و حقوق انسان ها ومسئولیت متقابل آن ها در مقابل همدیگروهمچنین تعهد انسان ها در رابطه با طبیعت
می پردازیم.

 این برنامه در پهنه های مختلف بصورت مقالات مستقل معرفی خواهند شد. برای اینکه خواننده بتواند در کمترین وقت هسته تفکر ما را در زمینه های مختلف برنامه ای متوجه شود سعی خواهیم نمود که این مقالات ازساختار مشابه ای برخوردارباشند.

 این ساختار شامل ً، وضعیت کنونی کشور در پهنه مشخص ، دیدگاه سوسیال دموکراسی و هدف ما در پهنه مورد بحث و در آخر مقاله به دستورالعمل مشخص برای رسیدن به اهداف تعریف شده میپردازیم. ما در تدوین برنامه های عملی خود سعی می نماییم ساختار اجتماعی ایران را از دو زاویه، اختلاف طبقاتی و اپارتاید جنسی درمد نظر قرار دهیم.

ایران از دیرباز دارای یک جامعه طبقاتی بوده است که طی حکومت چهل ساله آخوندی این اختلاف طبقاتی عمیق تر شده است و اقتصاد کشور در اثر بی احساس مسئولیتی این حکومت به نابودی کشیده شده است.حکومت مذهبی با زنده کردن قوانین اسلامی قرون وسطایی و ضد زن یک ساختار اپارتاید جنسی را در طول حکومت خود در جامعه بنا نهاده است. نتیجه چنین سیاستی تبدیل شدن زنان به محروم ترین قشر جامعه شده است.

سوسیال دموکرات ها خواهان دستیابی به رفاه همگانی، برابری، آزادی و همبستگی از طریق دمکراسی در جامعه و حفظ سلامت و پاکیزگی زمین، آب و هوا (محیط زیست) می باشند. خواست ما در تمام زمینه ها برابری حقوق زنان با مردان است. ما بر این باوریم که درحکومت آینده ایران باید نیمی از قدرت در دست زنان باشد.

ما معتقدیم که ازطریق دمکراسی و فرهنگ سازی و با همکاری مردم میشود بافت و فرهنگ جامعه را تغیر داد.

ما سوسیال دمکراتها خواهان جامعه ای هستیم که بر پایه رفاه، دمکراسی، برابری، آزادی و همبستگی بنیاد نهاده شود. همبستگی به این معنا که آحاد جامعه در برخورداری از آسایش و رفاه و امنیت همه بهم دیگر وابسته اند. در چنین جامعه ای همه از حقوق برابر در مقابل قانون برخوردارند هر شهروند حق دارد که در شکل دادن به سرنوشت خود و جامعه ای که در آن زندگی می کند موثر باشد. این بدان معناست که هر شهروند، در هر موقعیت اجتماعی- اقتصادی باشد، میتواند در سمت و سو دادن به چگونگی رشد اقتصادی جامعه نقش ایفا کند. در چنین جامعه ای نیازهای واقعی و منافع عمومی جامعه به تولید سمت و سو میدهد نه سرمایه به خودی خود. درواقع مسئولیت اداره جامعه و رشد آن در تمام زمینه های اقتصادی،اجتماعي، فرهنگی، آموزشی ، بهداشت و درمان بعهده همه شهروندان جامعه است. همانگونه که انسان در یک جامعه دموکراتیک از حق انتخاب دین ، باورهای سیاسی ، انتخاب پوشش، آزادی بیان و انديشه، تشكل و تحزب در جامعه برخوردار است، بهمان نسبت در مقابل جامعه مسئولیت دارد.این بدین معنا است که انسان باید برای نظر اکثریت جامعه ارزش قائل شود و در پیشبرد آن كوشا باشد، حتی اگر نظر اکثریت با نظر فرد مغایرت کامل داشته باشد.

ما سوسیا ل دموکرات ها براین باوریم که اداره جامعه به روش غیر متمرکز پارلمانتاریسی پیش شرط تحقق نقش افراد در ساختن جامعه بر اساس ارزش های سوسیال دموکراسی است.
کوچکترین هسته تشکل شهروندان برای این تأثیر گذاری هسته محلات است.

درجامعه ای که بر اساس ارزش های بنیادی سوسیال دموکراسی اداره میشود هر شهروند حق ادامه تحصیل دارد. این بدان معنا است که وضعیت اقتصادی و محل زندگی نباید مانع از کسب تحصیل شوند. دانشگاهای کشور باید توان رقابت با دانشگاهای جهان را کسب کنند. فرهنگ دمکراسی را باید در جامعه به شیوه های مختلف اشاعه داد. آموزش دموکراسی و رفتار دموکراتیک باید در دروس اجباری در سطح مدارس و در سطح دانشگاه ها گنجانده شود.

کارمندان دولتی و بخش خصوصی باید برای پیشبرد بهینه مسئولیت و شغل خود از طریق دورهای آموزشی که کارفرما مسئولیت برگزاری آن ها را دارد، با داده های علمی و استاندارد جهانی آشنا شوند.تمام گروه های صنفی باید بتوانند از طریق اتحادیه صنفی خود در تغیر قانون کار و بهبود شرایط کارخود، نقش فعال داشته باشند.

بر اساس باورهای سوسیال دمکراسی داشتن کار حق هر شهروند است و دولت (مركزى و محلى) موظف است شرایط لازم را برای رشد بازار کار فراهم نماید. برای رشد بازار کار از جمله، تقویت شرکت های خصوصی کوچک از طریق دادن وام و کمک های مالی الزامی است.

نقص عضو نباید مانع از بهره مند شدن از داشتن کار و سایر امکانات جامعه باشد.

فعالیت و مسئولیت پذیری شهروندان در یک جامعۀ دمکراتیک برای رشد و شکوفایی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن جامعه ضروری مي با شد. برای دستیابی به چنین موقعیتی ایجاد امنیت در تمامی زمینه ها برای طبقات و اقشار مختلف جامعه لازم است. آحاد جامعه باید دارای حقوق برابر در استفاده از آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و امکانات فرهنگی و هنری باشند.

بازنشستگان باید از همه امکانات شایسته دوران بازنشستگی برخوردار شوند و دغدغه های مالی و اقتصادی، بیمه، بهداشت ودرمان ، بهره مندی از امکانات فرهنگی و هنری جامعه را نداشته باشند.

ما سوسیال دمو کرات ها خواهان بیمه اجتماعی برای تمام شهروندان هستیم.

کودکان باید از امنیت و امکان رشد کامل برخوردار باشند و جایی که پدرومادر بهر دلیلی ناتوان ازایجاد چنین شرایط ضروری باشند جامعه موظف به تامین چنین شرایطی برای کودکان میباشد.بنابراین استفاده از کودکان بعنوان نیروی کار غیر قانونی خواهد شد.

از نظر ما سوسیال دموکراتها قبول حق و حقوق شهروندی برابربرای اقلیت های جنسی و افراد

توان خواه از لزومات یک جامعه دمکراتیک است

ما سوسیال دموکراتها با مجازات اعدام مخالف هستیم  واز حق زندگی انسان ها با باور به قابلیت تغییر، دفاع می کنیم. بنابراین زندانها نه برای تبیه انسانها ی مرتکب جرم بلکه برای بازسازی و بازگرداندن آنان به جامعه خواهد بود.

ما براین اعتقادیم که در یک جامعه دمکراتیک روزنامه نگارها پاسدار آزادی و دمکراسی و حقوق مردم هستند. در نتیجه آنها حق دسترسی و انتشار تمام تصمیم گیری ها را در تمام سطوح مختلف  پارلمانی از جمله شهری، استانی و مرکزی وهمچنین تصمیمات دولتی را، در سطح جامعه خواهند داشت. برای تسهیل چنین کاری تمام تصمیم گیری ها در سطوح مختلف باید بصورت دیجیتال وشماره ثبت داشته باشند و نیز قابل دسترس برای تمام شهروندان باشند.

رابطه بین انسان و طبیعت یک رابطه متقابل است به این معنی همانطور که انسان از داده های طبیعت استفاده می کند بهمان نسبت باید خود را در نگهداری از آن موظف بداند. آموزش و تبلیغ نگهداری از محیط زیست از مهد کودک تا سطوح دانشگاهی جزء برنامه ما سوسیال دمکرات ها
می باشد.

ما سوسیال دموکرا ت ها خواهان ایجاد تسهیلات لازم در سطح جامعه برای تولید انرژی های نو وهمچنین جایگزین کردن سوخت ماشین آلات و وسایل ارتباط جمعی گرفته شده از فراورده های فسیلی ( ذغال سنگ، تفت، گاز و غیره) با سوخت غیر نفتی هستیم.

اقتصاد جامعه در دراز مدت نباید متکی بر درآمد های نفتی کشور باشد بلکه باید متکی بر تولیدات داخلی چه در زمینه صنعت مدرن و چه در زمینه کشاورزی مدرن باشد. ایران بدلیل وضعیت خاص تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی که در منطقه دارد از پتانسیل بالایی برای جذب توریست برخوردار میباشد. بنابراین باید روی صنعت توریسم سرمایه گذاری نمود.

مالیات بردرآمد بخش دیگری از اقصاد جامعه را تامین مینماید منوط براینکه قوانین مالیاتی مدرن و عادلانه ای تصویب شود .
سرمایه گذاری روی انرژی های پایه دار (انرژی های نو) ازجمله انرژی ناشی از باد، انرژی خورشیدی، انرژی ناشی از تحول زباله های خانگی و انرژی آب نه تنها نقش موثری در صرفه جویی از استفاده از ذخایر زیر زمینی نفت کشئور خواهد داشت بلکه در خفظ محیط زیست و کم شدن آلودگی هوا نقش تعین کننده ای ایفا خواهد نمود. این سرمایه گذاری ایجاد کار سبز خواهد کرد.

ما سوسیال دموکرات ها معتقد هستیم که تمام خواست های خاص اقوام محتلف ایرانی ازطریق اداره کشوربه شیوه سیستم غیر متمرکز پارلمانتاریستی براورده خواهد شد.تدریس زبان مادری قانونی خواهد شد.

زبان فارسی زبان مشترک خواهد بود وپرچم شیرو خورشید پرچم نمادی ایران خواهد بود. اما هر استان و شهرستانی سمبول خاص خودش را خواهد داشت.

سوسیال دموکرات ها در سطح جهانی ازصلح، روابط برابر و رشد دمکراسی حمایت می کنند.

 ما با دخالت در امور داخلی سایر کشورها مخالف بوده و به هیچ کشوری اجازه دخالت در امور داخلی ایران را نخواهیم داد.

سیاست جهانی ما رویکردی در راستای احقاق حقوق بشر، بر پایه همزیستی مسالمت آمیز و همکاری مشترک بین کشورها و سازمانهای بین المللی است.

ارتش ما ارتشی مردمی، دفاعی و حافظ مرزهای کشور خواهد بود.

ما سوسیال دمکرات ها خواهان یکپارچگی ایران و همبستگی تمام مردم ایران هستیم.  

برای تضمین صلح  در خاورمیانه و ایجاد همکاری های تجاری مشترک ،ما پیشنهاد تشکیل یک بازار مشترک آسیایی را میدهیم.

ثریا ندیم پور

2019-09-24