سخنگوی قوه قضاییه بازداشت ۱۲ شهروند در اعتراضات ضدحکومتی در دهدشت را تایید کرد

سخنگوی قوه قضاییه بازداشت ۱۲ شهروند در اعتراضات ضدحکومتی در دهدشت را تایید کرد

اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی بازداشت ۱۲ تن از شهروندان بازداشت‌شده در جریان اعتراضات ضدحکومتی در شهر دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد را تایید کرد و آن‌ها را به «اخلال در نظم عمومی» متهم کرد.

جهانگیر سه‌شنبه هفتم اسفند در جریان یک نشست خبری بدون اشاره به هویت شهروندان بازداشت‌شده گفت یکی از دستگیرشدگان از «اتباع خارجی» بوده و پرونده این افراد در حال رسیدگی است.

ایران‌اینترنشنال ۲۸ بهمن در گزارشی اختصاصی نوشت که از زمان آغاز اعتراضات ضدحکومتی در دهدشت بیش از ۲۵ شهروند معترض به دست ماموران امنیتی و انتظامی بازداشت شده‌اند و هویت ۱۲ تن از بازداشت‌شدگان احراز شده است.

عاطفه طاهرنیا، حسین پریسایی، علیرضا پریسایی، حمید پریسایی، امیرحسین جعفری، کامران بوذری، جابر فروغی، پوریا براتی، احمد نورمحمدی، شهریار حشمت‌نسب، شهرام نورانیان و رضا یگانه، معترضان بازداشت شده هستند که هویت‌شان احراز شده است.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در زندان‌های ایران به اولین سالگرد خود رسید

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در زندان‌های ایران به اولین سالگرد خود رسید

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و جرایم عمومی در ۳۴ زندان سراسر ایران به اولین سالگرد خود رسید. وریشه مرادی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، این کارزار را بخشی از «پیکاری ارزشمند» برای دست‌یابی به حیاتی انسانی خواند.

وریشه مرادی، سه‌شنبه در بیانیه‌ای به مناسبت سالگرد این کارزار نوشت: «یا باید زندگی را نزیست و یا باید با معنا و متعالی زیست … هر گام در راه آزادی می‌تواند یک آزمون باشد و ما با فدا کردن جانمان در راه آزادی از این آزمون سربلند بیرون می‌آییم.»

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» که با هدف اعتراض به اعدام‌های گسترده در ایران شکل گرفته، اکنون به پنجاه و سومین هفته خود رسیده است.

زندانیان در این کارزار، سه‌شنبه هر هفته دست به اعتصاب غذا می‌زنند تا صدای خود را در دفاع از حقوق بشر و ضرورت برچیدن اعدام‌ها، به گوش مردم ایران و نهادهای بین‌المللی برسانند.

مرادی در بیانیه خود تاکید کرد که به جای تمرکز بر حکم اعدام خود، «به مبارزه، خلق‌ها و روزهای پیش روی منطقه» می‌اندیشد.

او حمایت از زندانیان سیاسی و مخالفت با حکم اعدام را بخشی از «پیکاری ارزشمند» خواند که «انسانیت برای دست‌یابی به حیاتی انسانی، صحیح، آزاد، زیبا و نیک» انجام می‌دهد.

پنجاه و سومین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در شرایطی آغاز شد که از شروع سال ۱۴۰۳ تاکنون، ۹۵۰ نفر از محکومان زندانی با حکم اعدام در زندان‌های مختلف ایران، به دار آویخته شدند.

فعالان کارزار با انتشار بیانیه‌ای یادآوری کردند که تنها در ماه دی‌، بیش از ۱۱۰ نفر در ایران به دار آویخته شده‌اند.

در این بیانیه آمده است که بهروز احسانی و مهدی حسنی، دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام، هفتم بهمن و در آستانه دومین سالگرد کارزار، «با خشونت از زندان اوین ربوده» و به زندان قزلحصار منتقل شدند.

این دو زندانی هم‌اکنون در سلول‌های «بند امن» زندان قزلحصار محبوس هستند که محل نگهداری زندانیان در آستانه اجرای حکم اعدام است.

این بیانیه به حمایت‌های داخلی از جمله حمایت دانشجویان، معلمان، کارگران و زنان از کارزار اشاره و از اعتصاب عمومی در کردستان به‌عنوان نقطه عطفی یاد کرد که باید به تمام ایران گسترش یابد.

گرافیتی در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام
گرافیتی در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام

مغازه‌داران و بازاریان چندین شهر کردنشین ایران، سوم بهمن در پی فراخوان احزاب کرد برای اعتراض به صدور احکام اعدام وریشه مرادی و پخشان عزیزی، اعتصاب کردند و مغازه‌های خود را بسته نگه داشتند.

فعالان کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» تاکید کردند در ایران تحت حاکمیت دیکتاتوری دینی، اعدام به ابعاد غیر قابل باوری رسیده و به «ابزاری برای ارعاب مردم» بدل شده است و عموم شهروندان را به این وسیله، گروگان گرفته‌اند.

به گفته آن‌ها، جمهوری اسلامی از حکم اعدام نه به‌عنوان مجازاتی قانونی، بلکه به شکل ابزاری سیاسی برای «سرکوب و گرفتن انتقام از مردم ایران» استفاده می‌کند.

کارزار چگونه شکل گرفت؟

اعتصاب غذای زندانیان عضو کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از نهم بهمن ۱۴۰۲ با شدت گرفتن موج اعدام‌ها در ایران، با درخواست توقف صدور و اجرای این احکام، از سوی زندانیان سیاسی محبوس در زندان قزلحصار آغاز شد.

در ابتدای موج اعدام‌ها، نامه‌ای تظلم‌خواهانه از زندانیان عادی زیر حکم اعدام منتشر شد که خواهان کمک همه زندانیان و مردم ایران برای نجات جان خود و انبوه محکومان در صف اعدام شدند.

شروع کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با هفتمین روز اعدام محمد قبادلو و فرهاد سلیمی، زندانیان سیاسی و عقیدتی قزلحصار مصادف شد.

اعضای اولیه کارزار به این دلیل سه‌شنبه را برای اعتصاب غذا انتخاب کردند که محکومان به اعدام را معمولا روزهای دوشنبه به سلول انفرادی منتقل کرده و در سحرگاه چهارشنبه اعدام می‌کنند.

در هفته‌های پی‌درپی بعدی، زندان‌های دیگری نیز به این کارزار پیوستند و اکنون در آغاز دومین سال «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، زندانیان محبوس در ۳۴ زندان سراسر ایران دست به اعتصاب غذا زده‌‌اند.

بندهای زنان، چهار و هشت زندان اوین، واحدهای دو و چهار قزلحصار، مرکزی کرج، تهران بزرگ، خورین ورامین، اراک، خرم‌آباد، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز، نظام شیراز، بندهای زنان و مردان عادل‌آباد شیراز، برازجان، رامهرمز، بم، کهنوج، طبس، جوین، وکیل‌آباد مشهد، قائمشهر، بندهای مردان و زنان لاکان رشت، رودسر، حویق تالش، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، سقز، بانه، مریوان و کامیاران، ۳۴ زندانی هستند که به این کارزار پیوسته‌اند.

این حرکت اعتراضی با حمایت نهادهای حقوق بشری، فعالان حقوق بشر و سازمان‌های بین‌المللی روبه‌رو شده است.

در ماه‌های گذشته جاوید رحمان، گزارشگر ویژه پیشین سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، از این کارزار تقدیر کرد و مای‌ ساتو، گزارشگر ویژه فعلی، آن را «تعهدی تزلزل‌ناپذیر به عدالت و حقوق بشر» دانست.

انتخابات آلمان : پیروزی جناج محافظه‌کار و پیشرفت حزب آلیس وایدل

انتخابات آلمان : پیروزی جناج محافظه‌کار و پیشرفت حزب آلیس وایدل

جناح سوسیال دموکرات صدراعظم کنونی اولاف شولتز، پس از فروپاشی ائتلاف او، شکست خورد. ولی با آن هم او بهترین موقعیت را دارد تا با بلوک برنده بپیوندد و دولت بعدی را تشکیل دهد

پیروزی مرتس به نفع اوکراین است. حناح محافظه کار بزرگترین کشور اتحادیه اروپا، میتواند حمایت قوی‌تری به اوکراین بدهد و امیدها را برای احیای اقتصادی که در سال‌های اخیر ضربه سختی دیده است، افزایش داد. البته شولز هم از اوکراین با تسلیحات و کمک‌های دیگر حمایت کرد، اما برخی از شرکای غربی گفتند که او می‌توانست کارهای بیشتری انجام دهد و آن را سریع‌تر انجام دهد.

مرتس در شب انتخابات گفت که امیدوار است حداکثر تا عید پاک دولت تشکیل دهد.

ولفگانگ مرکل، تحلیلگر مرکز علوم اجتماعی در برلین میگوید بلوک محافظه‌کار مرکب از دموکراتهای مسیحی و سوسیال مسیحیان هیچ شریک دیگری ندارد. مرکل گفت: «در زمانی که ما در دنیای فوق‌العاده پیچیده و گیج‌کننده، با مشکلات بزرگ از نظر اقتصادی، سیاست امنیتی و امنیت داخلی زندگی می‌کنیم، معتقدم که داشتن یک دولت قانونی که بتواند نسبتاً سریع عمل کند، مهم است.

مرکل تحلیلگر مرکز علوم اجتماعی، این را که تلاش های برخی از اعضای دولت جدید دونالد ترامپ برای ایجاد اختلال در کارزار انتخاباتی آلمان موفقیت آمیز بوده است، رد میکند.

به گفته او، سخنان جی دی ونس و ایلان ماسک بالای انتخابات آلمان اثر چندانی نداشته است و یکی از دلایل اصلی آن این است که آنان در آلمان از محبوبیت خاصی برخوردار نیستند. او اضافه میکند که ترامپ در آلمان هم محبوبیتی ندارد.

آلیس وایدل، رهبر حزب راست افراطی ضد مهاجر آلترناتیو برای آلمان گفت که پس از انتخابات یکشنبه گذشته آلمان، ایلان ماسک به او تبریک گفته است.

وایدل در یک کنفرانس خبری در برلین به خبرنگاران گفت: «امروز صبح، وقتی تلفنم را روشن کردم یا به آن نگاه کردم، در طول شب تماس های بی پاسخی از ایالات متحده دریافت کردم، از جمله از ایلان ماسک که شخصاً به من تبریک گفت.»

حزب راست افراطی و ضد مهاجر آلترناتیو برای آلمان، به عنوان دومین نیروی سیاسی بزرگ این کشور ظاهر شده است. پیشرفت این حزب را میتوان واکنش به تعداد بالای مهاجران و پناهندگانی که کشور طی دهه گذشته پذیرفته است و مجموعه ای از حملات افراطی که احساس امنیت آن را متزلزل کرده است، تلقی کرد.

ماسک در طول مبارزات انتخاباتی چندین بار در سیاست آلمان مداخله کرد و آشکارا از حزب راست افراطی وایدل حمایت کرد.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اولاف شولز، صدراعظم مستعفی و فردریش مرز، که رهبری اپوزیسیون محافظه کار را بر عهده دارد و احتمالاً صدراعظم بعدی خواهد شد، به شدت از تلاش های ماسک برای تأثیرگذاری بر انتخابات آلمان انتقاد کرده اند.

وایدل، اما، تلاش های دولت ترامپ برای حذف صدها هزار شغل فدرال به عنوان بخشی از جنگ صلیبی کاهش هزینه ها به رهبری وزارت کارآمدی دولت یا همان دوج ایلان ماسک را ستایش کرد. او گفت که حزب او در صورت قدرت در آلمان نیز همین کار را می کرد.

او گفت: «ما در اینجا یک دستگاه سیاسی از کارمندان دولت داریم که بسیار ناکارآمد است و در واقع به هزینه مالیات دهندگان اداره می شود.

آلترناتیو برای آلمان بهترین نتیجه را برای یک حزب راست افراطی از زمان جنگ جهانی دوم به دست آورد و به دومین نیروی قوی در پارلمان و محبوب ترین حزب در آلمان شرقی تبدیل شد.

با این حال، احزاب سیاسی اصلی کشور از وارد تعامل شدن با آنان خودداری می کنند. این اصل پس از آسیب های دوران نازی به عنوان “دیوار آتش” در برابر نیروهای راست افراطی شناخته می شود.

ترامپ: زمان صلح فرا رسیده است

ترامپ: زمان صلح فرا رسیده است

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا روز دوشنبه به وقت محلی در نشست خبری مشترک با امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه که اولین رهبر اروپایی است که به آمریکا سفر کرده است، گفت: «امانوئل با من هم نظر است. اکنون زمان صلح فرا رسیده است. شرایطی خطرناکی است، ممکن است به جنگ جهانی سوم منجر شود.»

ترامپ افزود: از موافقت مکرون با اینکه هزینه حفظ صلح در اوکراین باید بر عهده کشورهای اروپایی باشد، خشنود هستم. اروپا باید امنیت اوکراین را حفظ کند.

رئیس جمهوری آمریکا اضافه کرد: آمریکا بیش از هر کشور دیگری به اوکراین کمک کرده است. ما بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار به اوکراین کمک کردیم و اروپا فقط ۱۰۰ میلیارد دلار کمک کرده است.

ترامپ با بیان اینکه «این اختلاف بسیار زیادی است و باید برطرف شود.» گفت: کمک‌های اروپا به اوکراین به شکل وام است. آمریکا نیز باید بتواند پول خود را پس بگیرد.

او بار دیگر به جو بایدن بر سر این موضوع تاخت و گفت: دولت قبلی آمریکا هرگز به این مساله فکر نکرد. آنها به دلایل شروع این جنگ نیز فکر نکردند.

ترامپ تصریح کرد: برای بازگشت سرمایه آمریکا با اوکراین توافقی برای مواد معدنی و دیگر منابع با ارزش امضا خواهیم کرد و امانوئل (رئیس جمهور فرانسه) نیز به ما برای دستیابی به این توافق کمک خواهد کرد.

رئیس جمهوری آمریکا گفت: جنگ اوکراین، بدترین جنگ از زمان جنگ جهانی دوم است. هدف دیدار امروز ما، پایان دادن به این جنگ وحشتناک است. جنگ اوکراین، یکی از مرگبارترین جنگ‌های تاریخ است. هر هفته هزاران نفر کشته می‌شوند. امروز سومین سالگرد جنگ اوکراین، جنگی است که اگر من رئیس جمهور بودم آغاز نمی‌شد.

ترامپ تصریح کرد: صدها هزار اوکراینی و روسی بی‌هدف کشته شده‌اند. شهرهای زیبای اوکراین با خاک یکسان شده‌اند. زمان پایان دادن به این جنگ فرا رسیده است. گفت‌وگوهای خوبی درباره این موضوع داشتیم.

او گفت: از زمان بازگشت من به کاخ سفید با روسیه رایزنی کرده‌ایم و  تلاش‌های بسیاری برای دستیابی به صلح درحال انجام است.

رئیس جمهوری آمریکا درباره نشست اخیر هیات‌های آمریکایی و روسی در ریاض گفت که هفته گذشته، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه (آمریکا) مایک والتز (مشاور امنیت ملی آمریکا) و استیو ویتکاف نشستی موفقیت‌آمیز با مقامات روسیه در ریاض، عربستان سعودی داشتند.

ترامپ گفت: از پادشاهی عربی سعودی و شاهزاده محمد بن سلمان برای میزبانی مذاکرات آمریکا با روسیه، و تلاش آنها برای دستیابی به آتش بس در اوکراین قدردانی می‌کنم.

رئیس جمهوری آمریکا اضافه کرد: من توسط شهروندان آمریکا انتخاب شدم تا عقل سلیم را به آمریکا و جهان بازگردانم. توقف کشتار به نفع همه است. دولت من درحال جبران شکست‌های سیاست خارجی دولت‌های قبلی است.

ترامپ سپس گفت: متاسفم که اشتباهات دولتهای قبلی به کشتار در سراسر جهان انجامیده است. دولت من به دنبال صلح در جهان است.

رئیس جمهوری آمریکا سپس ادعاهای خود را مطرح کرد و گفت: در دولت اول من، مشکلی در جهان وجود نداشت. هفتم اکتبری وجود نداشت. جنگ اوکراینی وجود نداشت. اکنون این مشکلات وجود دارد و ما آنها را برطرف خواهیم کرد.

ترامپ مدعی شد: به گفته مردم، بهترین ماه برای رئیس جمهور ی آمریکا در تاریخ را داشتم. من می‌خواهم به عنوان یک آورنده صلح شناخته شوم.

طرف های اصلی و میدانی درگیری ، حماس و راست افراطی اسرائیل هستند

طرف های اصلی و میدانی درگیری ، حماس و راست افراطی اسرائیل هستند


الن اکباتانی
راست افراطی اسرائیل :

جریان رو به تقویت راست افراطی که با ترور اسحاق رابین و به شکست کشاندن صلح اسلو موفق شده بود در دو دهه گذشته سکان دولت اسرائیل را با هدف جلوگیری از تشکیل کشور فلسطین و ادامه توسعه طلبی و کسب زمین های بیشتر در دست بگیرد، با استراتژی ایجاد شکاف میان نیروهای فلسطینی عملا حماس را در غزه تقویت و به موازات محاصره این سرزمین معروف به زندان باز فلسطینی ها را چه از نظر اهداف سیاسی و چه در موقعیت جغرافیایی به رویارویی با یکدیگر کشانید.
در همین ایام، پس از شکست الگور از جرج بوش در انتخابات امریکا به یکباره سیاست آمریکا هم به سمت راست افراطی اسرائیل چرخش کرد که به دنبال آن ۸ سال بی عملی اوباما و روی کار آمدن ترامپ در ۱۹۱۶ را در جهت تقویت راست افراطی اسرائیل شاهد بودیم .
دولت اول ترامپ با ابتکار پیمان ابراهیم به کمک موثر این مسیر شتافت و بعضی دولت های عرب منطقه هم با قبول پیمان ابراهیم راه صلح و سازش با اسرائیل را گزینه بهتری برای حل مشکل فلسطینی ها و خاورمیانه یافتند.
سرانجام، راست افراطی اسرائیل کار را تمام شده انگاشت و مست از پیروزی در حین رصد تمام و کمال هر اقدام ضد اسرائیلی در خاورمیانه، و اطمینان از کرایش صهیونیستی بایدن در دفاع بی چون و جرا از اسرائیل خود را در ۷ اکتبر به خواب زد تا بهانه ای جهان پسند برای تصرف غزه پیدا کند.
حماس:
حماس با برجسته کردن شکست صلح اسلو مجددا ارابه ایدئولوژیک بخش بنیادگرای اخوان‌المسلمین را به راه انداخت و آرمان اولیه فلسطینی دال بر سرنگونی دولت اسرائیل و ایجاد فلسطین یکپارچه را راهبرد عملی خود قرار داد. مردم غزه زیر رنج تحمیلی اسرائیل در غیاب یک اندیشه راهنمای انتقادی، حماس را به سمت حاکمیت انحصاری در غزه پشتیبانی کردند.
جمهوری اسلامی،با وجود اختلاف عقیدتی با حماس، در راستای سیاست عمق راهبردی ضد اسرائیلی به پشتیبانی وسیع نظامی و مالی حماس دست زد و قطر ، زیر چشم بینا و لب خندان اسرائیل در توطئه تقویت حماس ، در راستای اندیشه شبه اخوان المسلمینی و تلاش برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای کمک های مالی فراوانی را به سوی عزه روانه کرد که عمدتا در مسیر اهداف نظامی حماس و نه
عمران غزه مصرف شد.
حماس مست از دستاوردهای نظامی و موقعیت سیاسی ، تصور تکرار یوم کیپور ( حمله مصر به اسرائیل در ۱۹۷۳ ) را در سر پرورانید و ناگهان ، زیر چشم خود بخواب زده دولت دست راستی اسرائیل فاجعه ۷ اکتبر را رقم زد.
هنوز نمیتوان پیروزی یا شکست هیچ یک از دو طرف در جنگ ۱۵ ماهه را از زاویه نتایج نهایی معین کرد؛ اما در میدان نبرد تاکنون هردو نه شکست خورده اند و نه پیروز شده اند.
حماس نتوانست با عملیات ۷ اکتبر به بهای بیش از ۶۰ هزار کشته، بیش از ۱۰۰،۰۰۰ مجروح، تخریب تمام غزه و آواره گی ۲ میلیون فلسطینی:
تمام زندانیان خود را برهاند .
محاصره غزه را بشکند .
وحشت ناشی از اقدام ۷ اکتبر را در سراسر اسرائیل گسترش دهد ؛ وسرانجام
جامعه جهانی را به سمت اهداف خود جلب کند.
در عوض، رهبران خود را از دست داد.نیروی پشتیبانی منطقه، حزب الله، را از دست داد. بخش قابل توجهی از نیروی انسانی و امکانات تدارکاتی و لجستیکی خود را از دست داد ؛ و با آینده ای مبهم پای قرار داد ناپایدار و لغزان یک آتش بس را امضا کرد.
راست افراطی اسرائیل هم با اتکا به سیاست شتابزده و جنگ طلب بایدن و کمک های نظامی بیدریغ او، با اقدام به عملیات انتقامجویانه به بهای ارتکاب یکی از فجیع ترین جنایات جنگی و ضد بشری که به دستور دستگیری نخست وزیر و وزیر دفاع اسراییل از طرف دیوان داوری بین‌المللی منتهی شد؛ اما نتوانست:
حماس را از غزه بیرون و خلع سلاح کند.
برای تصرف سرزمین ، مردم غزه را به صحرای سینا و اردن براند .
مناسبات خود را با تمام کشورهای عربی بهبود بخشد.
جامعه جهانی را به سمت اهداف خود جلب کند.
در عوض، با از دست دادن عملی پیمان ابراهیم ، کاشتن بذر کینه در دل میلیون ها فلسطینی و عرب و مردمان جهان ، و تحمیل هزینه جانی و مالی سنگین به مردم اسرائیل سرانجام برای آزادی گروگان ها، که پیش از شروع جنگ خانمانسوز انتقامی و در پرتو پشتیبانی جامعه جهانی ، میتوانست حل و فصل شود ؛ سرانجام ناگزیر شد حماس را به رسمیت بشناسد. با آن مذاکره کند و دست آخر پای همان قراداد آتش بس نا پایدار و مبهم را امضا کند.
در این گیر و دار، اما؛ در صورت نهایی شدن قرارداد آتش بس و اجرای کامل آن ، پیش از آنکه نتایج سرنوشت ساز جنگ پیروز و شکست خورده طرفین درگیری را به ما نشان دهند ، یک بازنده و یک برنده قطعی در صحنه پس از نبرد ۱۵ ماهه ، خود را نشان میدهند.
برنده : شرکت های سازنده و بانک ها و موسسات سرمایه گذاری ترکیه و اروپا و امریکا هستند که صد ها میلیارد دلار هزینه بازسازی غزه را دریافت میکنند .